کاف شعر
1: ترازو عدد 60 را نشان می دهد. از روی ترازو پایین می آیم و با رضایت توی آینه به خودم نگاه می کنم. به کمری که باریک شده، به پاهایی که کشیده تر شده و به زیر چشمهایی که گود تر شده است.
2: دکتر می گوید: خانوم بینی شما بعد از عمل فوق العاده می شود. من معمولن تضمین نمی کنم، اما درمورد شما مطمئنم. حتمن این کار را بکنید.عکس و آزمایش می نویسد و من به این فکر می کنم که همین روزها خودم را به تیغ جراحی بسپارم و باز هم به این فکر می کنم خودشیفتگی ام به میزان نوک دماغم بالاتر می رود.
3: بعد از 4 ماه فیس بوکم را فعال می کنم و دوباره شروع می کنم. فیس بوک جای بسیار باحالی است. به تو این توهم را می دهد که داری کاری می کنی درحالیکه هیچ کاری نمی کنی. دوباره با رضایت به لایک ها نگاه می کنم و نیمکت سینمایی ام را راه می اندازم، ضمنن می روم و روی دیوار حسام امیری یک شعر برایش می نویسم چون حسام حرف ندارد.
4:شبها یک فنجان قهوه ی غلیظ می خورم و شروع می کنم به سرهم کردن داستان. داستان پشت داستان سر هم می کنم. دوست برادرم که یک مهندس خیلی خوش تیپ است چند روز پیش در یک مهمانی از من پرسید: داستان نویسی درآمدش خوبه؟ و من جواب دادم: حرف نداره، همان موقع برادرزاده ام گفت: آخه عمه سرهم کردن داستان هم شد کار؟ برادرم بهش چشم غره رفت.مهندس خوش تیپ خندید و من توی فکر رفتم.
5: به مادرم می گویم: دیگر نمی توانم کسی را دوست داشته باشم. می گویم تمام حس هایم از بین رفته. دوستانم می گویند: تو دیگر مهربان نیستی. از آرام قبلی فقط هیئت ظاهری اش باقی مانده است.اشک توی چشمهای مادرم جمع می شود. بلند می شوم و زورکی بغلش می کنم.خودش می فهمد.سر مادرها را نمی شود کلاه گذاشت.همان طور که پسرم نمی تواند سر من کلاه بگذارد.مادر می گوید: برایت از مشاور وقت بگیرم؟ می خندم و جواب می دهم: همین طوری خوبه مامان.آدم بی احساس راحت تر زندگی می کنه.
6: تیغ lord توی جا تیغی پدرم بدجور دارد به من چشمک می زند. خوب است که پدرم هنوز با این تیغ های قدیمی shave می کند.
7:فیلم جاده ی فلینی را برای چهارمین بار می بینم. کاش زامپانویی مرا با خودش می برد.چه خوشبخت بود جلسومینا و خودش نمی دانست.
8: این زندگی به طرز احمقانه ای احمقانه است.
9: چرا قیمت عطرها این همه بالا رفته؟ این مملکت دیگر جای زندگی نیست.
10: امروز یک دانه بیشتر خوردم.باید به مادر بگویم از دم دستم برشان دارد.من عاشق صادق هدایتم.کاف شعر گفتن بس است.برو بقیه ی فیلمت را ببین.